چرا باید در انتخابات مشارکت کنیم؟

چرا باید در انتخابات مشارکت کنیم؟

در طی چند سال گذشته همواره بعد از سفر به شهرها و استان های مختلف برایم این سوال مطرح بود که چرا شهر من رشت از توسعه مطلوبی برخوردار نیست؟
همواره برایم سوال بود که چرا اصفهان از میزان بالای توسعه یافتگی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و شهری برخوردار است؟
چرا اردبیل که هنوز ۲۴ سال بیشتر از استان شدن آن نگذشته است از میزان توسعه یافتگی بسیار بالاتری نسبت به شهر زیبای من که از اسم مستعار دروازه اروپا در دهه‌های قبل، برخوردار است بهره مند است؟

همواره به این موضوع می اندیشیدم که چرا شهر من توانایی حضور و اثرگذاری در معادلات کلان ملی را ندارد؟

در کنار مشاهده توسعه یافتگی بسیاری از شهرها و استان‌ها، طی این سال ها همواره گله مندی همشهریان از وضعیت شهر را می شنیدم، گله از ساده ترین مشکلات مثل آسفالت شهر تا مباحث کلان‌تر مثل توسعه اقتصادی شهر و همیشه خود را در برابر این سوال قرار می دادم که مشکل توسعه نیافتگی شهر من کجاست؟ و چرا این مشکلات در رشت نه تنها کم نمی شود که روز به روز بر میزان آن افزوده می شود.

وقتی با سایر همشهریان در باره این موضوع سخن می گویم در پاسخ میگویند اصفهان، اردبیل و… مسئولین دلسوز و توانمندی دارد و بعد برایم سوال پیش می آمد که چرا از وجود چنین مسئولانی در شهر رشت بی بهره ایم؟

در طول زمان یاد گرفتم که در انتصاب مدیران شهر، نماینده اثرگذار است و در مدیریت امور شهری، شهردار. آموختم که شهردار را شورای شهر انتخاب میکند و شورای شهر یا نماینده را ما مردم و همه ما به خوبی می دانیم که مدیریت شهری در رشت در دست معدود افرادی چرخیده است.

در انتخابات سال ۱۳۹۴ حدود ۴۰ درصد از همشهریان من در شهری که عنوان یکی از با سوادترین شهرهای کشور را یدک می کشد مشارکت ننمودند. ۴۰ درصدی که حتما در خانه خود جوان بیکار دارند، حتما استعدادهایی را دارند که در فقدان مدیریت شهری کارآمد رنگ شکوفایی به خود نگرفته اند و حتما همه آن ها از اوضاع نابسامان مدیریت امور شهری (از پاکیزگی شهر تا آسفالت کوچه ها و از توسعه اقتصادی تا توسعه اجتماعی) گله مندند.
این گروه از شهروندان یکی از دلایل عدم مشارکت خود را بی اعتقادی به قدرت مردم در تغییر امور میدانند و معتقدند چه مشارکت کنند چه نکنند نتیجه یکسان خواهد بود!

من نمیتوانم این را بپذیرم که صندوق های رای در شهر رشت از جای متفاوتی نسبت به صندوق های شهرهای توسعه یافته مانند اصفهان و اردبیل می آیند و نیز نمیتوانم بپذیرم که نظارت در رشت متفاوت از نظارت در سایر شهرهاست.

نمیتوانیم بگوییم که رشت تافته جدابافته ایست که به صورت خودمختار اداره می شود و مردم در اداره آن اختیاری ندارند.

بنابراین تفاوت در کجاست که توسعه شهری این چنین متفاوت است؟

به نظر من آنچه که این تفاوت را رقم میزند میزان مشارکت رشتوندان در فرایند انتخابات و استفاده از مکانیزم قانونی صندوق رای می باشد.

اساس توسعه هر شهر از مردم آن شهر میگذرد، نمیتوان گله ها، شکایت ها و مشکلات شهری را فقط در تاکسی ها، کوچه ها و خیابان ها گفت و انتظار داشت که کسی به این صداها رسیدگی کند…
حدود ۴۰ درصد از جمعیت شهر من بارهاست با این تفکر رفتار کرده اند و نتیجه اش همان چیزی شده که امروز در رشت میبینیم.

همشهریان عزیز، برای آنکه نتیجه متفاوتی بگیریم باید از روش متفاوتی نسبت به گذشته استفاده کنیم.
باید به جای انتخاب یک نفر با تفکر فردی ،  از یک لیست با اعضای متحد در تصمیم گیری و متکی به تفکرات جمعی حمایت کنیم.
برنامه محور و عملگرا باشیم. دیگر زمان تصمیم گیری فردی به پایان رسیده ، زمان تجمیع تفکرات و رسیدن به هدف واحد است

می توانیم این دوره با اتحاد در انتخابات شرکت کنیم، میتوانیم تلاش کنیم که فضای مدیریت شهری را تغییر دهیم، میتوانیم برای آینده جوانان شهرمان گامی برداریم، برای آنکه کمتر نگران اشتغال، سلامت و موفقیتشان باشیم.

همشهریان عزیز، ما میتوانیم اگر بخواهیم
??کمیته حقوقدانان ائتلاف شهر اول