همه ما در برابر شهر خود مسئولیم

رشت،شهر اولین ها

همه ما در برابر شهر خود مسئولیم

?در گذشته‌های نه چندان دور آنگونه که در متون تاریخی دیده می‌شود، از رشت به عنوان دروازه اروپا یاد می‌شد. شهری که به عنوان یک قطب تجاری و صادرات محصولات برای تاجران غربی نقش حایز اهمیتی داشت که گواه آن سفرنامه‌های بسیاری است که توسط سیاحان فرنگی درباره گیلان و به خصوص رشت به رشته تحریر درآمده است.
?رشت بزرگترین دروازه تجارتی ایران در شمال بود و به دلیل داد و ستد با ممالک اروپای شرقی و مرکزی از طریق روسیه، خاستگاه اندیشه‌های مترقی و پدیده‌های مدرن اجتماعی در ایران بود.
?اعتبار سیاسی رشت در دوران قاجار به حدی بود که دولت‌های روسیه، بریتانیا و عثمانی به این شهر  نگاه ویژه ای داشتند.

اما از دروازه اروپا، از شهر اولین‌ها و از مهد فرهنگ و شهر مترقی چیزی جز یک مشت خاطرات محو لای کتاب‌های خاک ‌گرفته باقی نمانده است. باید اعتراف کرد که طی دهه‌های اخیر دروازه اروپا نه تنها مسدود شده بلکه طی این سال‌ها بنا به هزار و یک دلیل درجا زده است.
?ما این خانه‌ی مجلل و افسونگر را طی سال‌های گذشته فقط و فقط نگاه داشتیم بی‌آنکه سر سوزنی به آن اضافه کرده باشیم.
?ما رشتیها به اصالتی می‌بالیم که متاسفانه نتوانستیم آن را حفظ کنیم و روز به روز شاهد فاصله گرفتن از آن بودیم.

?اما اگر نگاهی به گذشته بیاندازیم، می‌بینیم که رشت پس از تهران و چند شهر دیگر دارای شهرداری شد و این خود گواه اندیشمندی اجتماعی مردم این شهر است. هرچند پیش از تاسیس بلدیه در رشت، انجمن شهر که چیزی شبیه شورای شهر امروزی بود و از افراد توانا و پرنفوذ شهر تشکیل می‌شد، فعالیت داشت و به امورات جاری شهر می‌پرداخت. انجمن شهر در نوع خود بسیار پیشرو و مترقی بود که به واسطه‌ی مشارکت عموم در سطح محلات به کار رفت و روب، رسیدگی به نانوایی‌ها، سازندگی شهر و غیره اشتغال داشت.

?متاسفانه باید اذعان کرد که ما مردم رشت طی سال‌های گذشته حس مشارکت‌طلبی خود را از دست داده‌ایم و شواهد نشان می‌دهد که نرخ مشارکت در رشت بسیار پایین است. هرچند رژیم رفتاری ما نیاز به آسیب‌شناسی دقیق و کارشناسانه دارد
?اما با نگاهی به روند مدیریت شهری طی دهه گذشته می‌توان ادعا کرد که بی‌توجهی به نخبه‌محوری، عدم وجود نگاه سیستماتیک و داشتن برنامه‌های میان مدت و بلند مدت، اعمال سیاست‌های سلیقه‌ای، شعارگرایی به جای عمل‌گرایی و عقب‌ماندگی شهر در مقایسه با شهرهای دیگر در استان‌های همجوار موجب بی‌انگیزگی و سلب اعتماد نسبت به سیستم موجود شهری و بی‌رغبتی به مشارکت‌پذیری شهروندان شده است.

?اما با این وجود شاید تنها راه چاره برای ما این باشد که با واقعیت روبرو شویم و کمی واقع‌گرایانه به شهر خود و مسائل موجود نگاه کنیم. واقعیت این است که تک‌تک ما در این راه پر فراز و نشیب در این مسیری که ما را از شکوه و جلال گذشته دور کرد، مقصر هستیم.
?اگر جسم نحیف پارکهای شهر ما امروز در بستر بیماری خفته است، همه ما مقصر هستیم، اگر خیابان‌های ما در کلاف پیچ‌ در پیچ ترافیک گره خورده است، همه ما مقصر هستیم،
?اگر سرمایه‌گذاران توانمند رغبتی برای حضور و سرمایه‌گذاری در شهر ما ندارند، خودِ ما مقصر هستیم.
?مادامی که بخواهیم تقصیرها را گردن یک مدیر،یک مسئول یایک نهاد بیاندازیم و مادامی‌ که نپذیریم ما نیز در این دور باطل نقش‌آفرین بودیم، گره‌ای از صدها گره شهر وا نخواهد شد.

?اما اگر اکنون به سرنوشت خود و سرنوشت شهر خود اهمیت ‌دهیم، اکنون وقت آن است که در برهه حساس کنونی قدم از قدم برداریم و دست به دست یکدیگر دهیم تا بتوان رشت را در مسیر سربلندی و شکوه گذشته پیش انداخت. ?شکی نیست که سرنوشت ما در گرو سرنوشت شهر است و سرنوشت شهر در گروه سرنوشت ما.
?همه ما باید خود را در برابر شهر خود مسئول و متعهد بدانیم. هم اکنون که موسم انتخابات است، این مسئولیت‌پذیری بیش از پیش اهمیت دارد. آنها که پا به عرصه‌ی انتخابات گذاشته‌اند، بدون شک مسئولیت سنگینی در قبال شهر خود بر شانه‌هایشان حس می‌کنند تا از تخصص و توانایی‌هایی که در خود سراغ دارند برای پیشبرد اهداف شهر و رسیدن به افق روشن استفاده کنند.
?اما مسئولیت سنگین‌تری بر دوش تک تک شهروندان است که با مطالعه دقیق و انتخاب افراد اصلح و شایسته و فرستادن نخبگان به پارلمان شهری، مقدمات ساخت شهر آرمانی را فراهم کنند.

کمیته حقوقدانان ائتلاف شهر اول